خیلی وقت بود به وبلاگم سر نزده بودم حتی یادم رفته چطور ازش استفاده کنم .انتشار کتابهای جدیدم بهانه ای شد دوباره به صفحه ی دوست داشتنی خودم سر بزنم.از همه دوستان خوبم عذر خواهی می کنم که پیامهای خوبشون رو خیلی دیر خوندم.به خودم و همه ی دوستانی که در این دو کتاب آثارشون چاپ شده تبریک میگم.

برچسبها: عاشقانه ها , راس ساعت شعر
قبل از آن كه بميري خودت را مورد عفو قرار بده ,و بعد از آن ديگران را ببخش . لجاجت بي فايده است . غرور , خودبيني, حسد, چرا بايد دست به دامن اين ها بشويم؟

بخشي كوتاه از رمان" سه شنبه ها با موري"
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: ميچ آلبوم , كتابهايي كه خوانديم

شوهرم اصلا کار نمی کند ,خوب جای او من کار می کنم , من یک وکیلم .البته این طور نبست که او اصلا کار نکند . درست است که شوهرم شاغل نبست , اما کارهای زیادی می کند , یکی از پر مشغله ترین مردهایی است که می شناسم . مشغول به چه کاری ؟ عرض کنم , مشغول طرح و برنامه ریزی و پیشبرد روابط عاشقانه ی پنهانی متعدد خودش . خلاصه , کارش خیانت به من است ....
شروع داستان" خوابگرد"
نوشته : آلبرتو موراویا
ترجمه : هاله ناظمی
برچسبها: موراویا , آلبرتو , خوابگرد
در شهر کوچک ویوی در سوییس , هتلی هست که راحتی خاصی دارد .در واقع هتل ها زیادند , چرا که پذیرایی از جهانگردان کسب و کار محلی هاست .بسیاری از مسافران حتما به یاد می اورند که ویوی کنار دریاچه ای قرار دارد که رنگ آبی اش به خاطر ماندنی است , دریاچه ای که هر جهانگردی را به سوی خود می خواند . ساحل دریاچه را ردیف بی وقفه ای از انواع این موسسات فرا گرفته است ," از گراندهتل " های آخرین مد با سردرهایی به سفیدی گچ و ده ها بالکن و یک دوجین پرچم برفراز بام , تا پانسیون های سوییسی کوچک روزگاران گذشته _ خانه ی ییلاقی عجیبی در زاویه ی باغ _ که نامشان با حروف به ظاهر آلمانی بر دیوارهای زرد یا صورتی کنده شده است .
شروع رمان " دیزی میلر "
نوشته " هنری جیمز"
ترجمه : فرشته ی داوران
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: دیزی میلر , هنری جیمز

در خردسالی
در نظرم غم غربت تمبرپستی کوچکی بود :
من در اینجا
مادر در آنجا .
وقتی بزرگتر شدم
غم غربت مثل بلیت قایق کوچکی بود
که من صدای تازه عروسم را
از آنجا می شنیدم
بعدها
به نظرم غم غربت شبیه به گور چهار گوش حقیری بود
که من بیرونش بودم
و مادر در درونش .
و اکنون
غم غربت درست تنگه ی دریایی ست
که من در این سویش هستم
و وطنم در آن سو .
سروده ی : یو گوانگ جونگ
ترجمه ی : ضیاالدین ترابی
از کتاب "باغ گیلاس"
برچسبها: شعر معاصر چین

این کتاب رو حتما بخونید
کلا کتابهای تن تن عالیند!
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: تن تن , ماجرای کلکولس

عزیز من!
خوشبختی , نامه ای نیست که یکروز,
نامه رسانی ,
زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد.
خوشبختـــــی,
ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...
به همین سادگی,
به خدا به همین سادگی.,
اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...
خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز,
لوازم و شرایط,
اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...
خوشبختی ,
همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است ...
نامه ی بیست و یکم
برگرفته از کتاب " چهل نامه ی کوتاه به همسرم"
نوشته : نادر ابراهیمی
انتشارات روز بهان
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: نادر ابراهیمی
اجتناب ناپذیر بود: عطردرختان بادام تلخ همیشه سرنوشت آن عشق نافرجام را به یادش می آورد . دکتر خوونال اوربینو به محض آنکه با شتاب وارد خانه ی تیره و خاموشی شد که برای رسیدگی به موردی بسیار فوری به آنجا فرا خوانده شده بود و آن مورد فوریت خود را سالها قبل برایش از دست داده بود , این را دریافت .خرمیا د سنت امور , کهنه سربازمعلول جنگ , عکاس بچه ها و سرسخت ترین حریفش در شطرنج با استنشاق بخار تهییج کننده ی سیانور طلا از عذابهای روحی خلاص شده بود .
شروع رمان " عشق سالهای وبا "
نوشته : گابریل گارسیا مارکز
ترجمه :مهناز سیف طلوعی
نشر نیک
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: گارسیا مارکز , عشق سالهای وبا

رفتی و هم چنان به خیال من اندری
گویی که در برابر چشمم مصوری
فکرم به منتهای جمالت نمی رسد
کز هر چه در خیال من آمد , نکوتری
برچسبها: سعدی

افراط در کنسی خوره ی شادی است .
موضوعات مرتبط: کوچک اما بزرگ
برچسبها: علیا مخدره ی سارایوو , ایواآندریچ
![]()
همه ی دختران باید
شعری داشته باشند ,
که برای آنان نوشته شده باشد.
حتا اگر لازم باشد برای این کار
آسمان به زمین بیاید.
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: ریچارد براتیگان

هر وقت یه قطعه از بتهوون می شنوم گریه م می گیره , می دونم کار لوسی یه , می دونم نباید گریه کرد اما دست خودم که نیست , فقط دیشب خونه کاپسپتر جلوی خودمو گرفتم : در این جمع نباید گریه کنم , در حضور اینا نه !خونه پلوکانسکی احتمال گریه کردنم بیشتره . سوپ جعفری با یه کمی شیر و عسل و چند قطره شری و تیکه های نرم و لطیف گوشت . افای عزیزم ! بدون تو چطوری می تونم زندگی کنم , بدون سوپ های تو که متاسفانه جلوب تلویزیون نمی تونم بخورم چون شیشه عینکم تار میشه . افای عزیز !از پیش من نرو , بذار این کوبایی بره و دیگه برنگرده , اون آدم مبتذلی نیست : پسری یه خشک و باوقار خشن کمونیستی . اگه می رفتی همون جا سر خودتو گرم می کردی و بر نمی گشتی . نه این پسر خوش گذرون نیست , از فیدل دفاع می کنه و با رویای چه گوارا زندگی می کنه , بیشتر دلش می خواد خارج باشه که بوروکراسی خفه ش نکنه .می فهمم که دلت می خواد با اون باشی , اون , آمیزه ای از ساده لوحی معصوم و خشم انقلابیه , آمیزه ای که یه روز وجود همه ما رو _ یا حداقل وجود منو _ تشکیل می داد .
قسمتی از رمان "زنان برابر چشم انداز رودخانه"
نوشته : هاینریش بل
ترجمه : کامران جمالی
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: هاینریش بل , کامران جمالی

مشت می کوبم بر در,
پنجه می سایم بر پنجره ها,
من دچار خفقانم, خفقان!
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم:
_آی.....!
با شما هستم!
این درها را باز کنید....!
من ,به دنبال فضایی می گردم,
لب بامی,
سر کوهی ,
دل صحرایی...,
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه...
می خواهم فریاد بلندی بکشم,
که صدایم به شما هم برسد!
من, به فریاد,
همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد,
مشت می کوبد بر در,
پنجه می ساید بر پنجره ها,
محتاجم!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره ی درد مرا باید این داد کند !
از شما ,
"خفته ی چند"
چه کسی می آید با من فریاد کند؟
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: فریدون مشیری , گزینه اشعار , انتشارات مروارید
شب چراغان است اما نیست مهتابی
یک نگهبان در زمان , سیار
پوستری را می کند از سینه ی دیوار :
خانمی , در حالت پرواز , روی ساحل آبی .
ریسه های برق بر پیشانی میدان
غنچه های شمعدان در باغ گورستان
نور : ساکت , سرد , سیمابی
و به زندان می رود , با دستبندی سرد بر دستان
آسمان , با گیسوی آبی , زنی خندان.
شب چراغان است اما نبست مهتابی
در کلاف بندها , در مارپیچ خواب و بی خوابی
یک زن آزاد زندانی ست
شادمان , با چادر آبی
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: محمد علی سپانلو , سرزمین من , انتشارات نگاه
![]()
دوباره آمد و آهسته بر دریچه نشست
و بر دریچه نهاد
کمی علف _علف خشک _خار و خس ,پوشال
کمی صدای خودش را
و باز پر زد و رفت
تهران -1364
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: عمران صلاحی , گزینه اشعار طنز آمیز , انتشارات مروارید

مهربانی
به یک شاخه ی گل
آویخته بود
گلی که
همسایه
برآیم آورد.
موضوعات مرتبط: شعر
برچسبها: نوذر پرنگ , آن سوی باد , مناجات ها , انتشارات سنایی

اوسیپ یکی از چهار آشپزی بود که برای دو مطبخ از طرف زندانیان انتخاب گشته بود . آنها مجبور نبودند این شغل را مگر در صورت علاقه داشتن به آن قبول کنند و می توانستند هر وقت دلشان خواست از آن دست بردارند . آنها از اعمال شاقه معاف بودند و وظیفه شان این بود که نان بپزند و " سوپ کلم " تهیه کنند و مطبخ را پاکیزه نگاه دارند .
آشپز های ما " کلفت " خوانده می شدند! منظور از بکار بردن این اصطلاح تمسخر نبود زیرا آشپزان از میان افراد باهوش و نسبتا درستکار انتخاب می شدند .
قسمتی از کتاب "خاطرات خانه اموات"
نوشته :fyodor dostoevski
ترجمه :مهرداد مهرین
ازانتشارات دریا بازار جعفری
چاپ سوم
آبان 1348
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: خاطرات خانه اموات , fyodor dostoevski

محتسب شیخ شدو فسق خود از یاد ببرد,.
از زبان دل ما بین که , در آن کار بماند!
خرقه پوشان همگی مست گذشتند و گذشت ,
قصه ما است که بر هر سر بازار بماند.
برچسبها: حافظ به روایت شاملو

با کتاب آدمی مثل جان گریشام چه می نوانم بکنم ؟ من حتی از طرح داستان هایش سر در نمی آورم . حتی وقتی آنها را برایم توضیح می دهند باز چیزی نمی فهمم.
مارتین اسکورسیزی ,
برگرفته از کتاب " چنین گویند بزرگان "
جمع آوری و ویرایش:تونی کراولی
ترجمه :بیژن اشتری
موضوعات مرتبط: کوچک اما بزرگ
برچسبها: مارتین اسکورسیزی , بیژن اشتری

امروز با اندکی شرمندگی به سراغ رادیو رفتم و روشنش کردم . رادیو دوستی است که معمولا به او بی توجهم , دوستی که فکر می کنم فقط وقتی زندگی غم انگیز و اندوهبار می شود به آن نیازمند می شوم . همیشه با احساس گناه به سراغش می روم با این حال همیشه منتطرم است . همیشه آماده است تا مرا به زندگی برگرداند.
شروع داستان " اندوه عادی"
نوشته : آمنی رزا
انتخاب و ویرایش : پل استر
برگرفته از کتاب " داستانهای واقعی از زندگی آمریکایی"
ترجمه : مهسا ملک مرزبان
نشر افق
موضوعات مرتبط: کتاب هایی که خواندیم
برچسبها: پل استر , داستانهای واقعی آمریکایی
.: طراحی شده توسط تک اسکین :.




